الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
91
كفاية الأصول ( فارسى )
خير اين موضوع است كه در حقيقت يا شخصى است و يا نوعى و لذا مسامحة گفته شده كه وضع شخصى و يا نوعى است . * جهت يادآورى بفرماييد منظور از وضع ، موضوع و موضوع له چيست ؟ تعيين لفظ در مقابل معنا و تخصيص آن به مسمّى را وضع ، لفظ را موضوع و معنا را موضوع له گويند . * با توجه به مقدماتى كه گذشت حاصل مطلب مرحوم آخوند در مقدمهء سوم چيست ؟ مىفرمايد : اظهر اينست كه : حسن استعمال مجازى تابع وضع نيست بلكه تابع طبع است . * وضع در معانى مجازى نوعى است يا شخصى ؟ جمهور از علماء وضع در مجازات را نوعى مىدانند . * نظر مرحوم آخوند در اين باره چيست ؟ وضع را در مجازات منكر بوده مىفرمايد : لفظ در معناى مجازى نه به وضع شخصى موضوع است و نه به وضع نوعى آن . * چرا از نظر آخوند ( ره ) وضع در باب مجازات نقشى ندارد ؟ زيرا : صحت استعمال به معناى حسن استعمال است ، و حسن و دلپسند بودن چيزى است ذوقى و طبعى به اين معنا كه استعمال لفظ در معنا : اگر از نظر ذوق و طبع امر نيكويى باشد استعمال صحيح است و لو فرض كنيم واضع ما را از آن منع كرده باشد . و اگر ذوق و طبع آن را زشت و ناپسند شمرد استعمال ناصحيح باشد اگرچه به حسب فرض واضع آن را اجازه داده باشد . * مراد از « و الظاهر انّ صحّة استعمال اللفظ فى نوعه او مثله من قبيله . . . » چيست ؟ اينست كه : به نظر ما اطلاق واردهء نوع آن و يا صنف آن و يا مثل آنهم صحيح است و صحتش با الطبع است و نه بالوضع ، كه در مقدمهء چهارم بطور مبسوط از آن سخن خواهيم گفت . * * *